|
گزارش توصيفی از حوادث اول خرداد مردم
تبريز
( جنبش
مردم آذربايجان)
سوم خرداد است. بر
فراز ارتفاعات سهند، اين قله آتشفشانی كه اكنون پوشيده از برف
سپيد است؛ در حركت به سوي تبريز هستيم. آسمان، صاف وآفتابي
است.... هواي مرطوب وخنك انسان را به وجد مي آورد. دامنه هاي
سرسبز سهند كه پوشيده از گل هاي ياس و لاله هستند چشم را نوازش
مي دهد. با شوقي وصف نا شدني به سوي خانه پدري در حركتم. در
مسير حركت مردم تبريز را مشاهده مي كنم ديگرخبري از غبار و
اندوه وجود ندارد.شهر سراپا شور و نشاط است.
- سر
صحبت را با راننده تاكسي و مسافرين باز مي كنم:
حماسه آفريديد
- بدون
هيچ گونه ترسي وبا خنده پاسخ مي دهد:
نبودي كه ببيني چقدر مردم بيرون آمده بودند از بازار تا
چهارراه آبرسان (مسير ي حدود سه كيلومتر ) مملو از جمعيت بود
هر كسي كه از موضوع روزنامه ايران با خبر شده بود بيرون آمده
بود. نيروهاي انتظامي عكس العملي نشان نمي دادند مثل اين كه
آنها هم موافق بودند ای كاش اين تظاهرات به خشونت كشيده نمي
شد. مردم قصد آشوب نداشتند.
- يك
جوان بيست ودو ساله جواب مي دهد:
من خودم از فعالين آن روز بودم ما تجربه خشونت نداشتيم راستش
را بخواهيد من خودم مي ترسيدم دست به خشونت بزنم و اون ها
ريختند و ما را زدند با باتوم و ميله ی آهني، چاره ديگري
نداشتيم با دست خالي كه نمي توان جلوي اون ها رو گرفت. من هم
با ترس ولرز سنگ رو برداشتم به بانك ملي حمله كردم بعد از اين
ترسم ريخت اون ها ما رو مي زدند و ما هم بانكها و جا هاي دولتي
را تخريب مي كرديم.
- (...):
- آقا همين طوره منهم اونجا بودم.
- تو چند سالته؟
- 16 سال
- مي دوني براي چي بيرون آمده بودي؟
- البته ، اين هم لباس قرمز منه، لباس
بابك.
- فكر نمي كني براي تو زوده؟
- آقا دفاع از حيثيت وزبان وهويت كه سن نمي
شناسه. من چه چيزم از حسين فهميده كمتره؟
- اما شكستن شيشه ها وتخريب وآشوب كار خوبي
نيست.
- منوزدند من هم چون زورم نمي رسيد شيشه ها
را شكستم.
- هر چي كه بود؟
- نه آقا فقط بانك و جا هايي كه دولتي بود.
ما مي فهميم كه اشخاص عادي گناهي ندارند. حتي يادمه جلوي يك
ماشين رو گرفتيم راننده فارسي صحبت مي كرد. ترسيده بود بچه ها
جمع شديم دلداريش داديم و گفتيم ما با شما مشكلي نداريم شما
مهمانيد ومحترم.
- چه حالي داري؟
- خيلي عالي
- يك
جوان سي ساله: فكر نمی
کردم اين همه آدم بيرون بيايد.
- چرا؟
- چون بعد از جريان خلق مسلمان اونجوري كه
بابام ميگه؛ بد جوري مردم رو ترسونده بودند.
- فكر مي كني چي ميشه؟
- هر چي كه بشه مهم نيست. الان همه مون
فهميديم كه خيلي زياديم همه مون هم روي ترك بودنمان اتفاق نظر
داريم.
- نمي ترسي؟
نه.
از ماشين پياده مي شوم
تو يك مسير ديگه دوباره سرصحبت رو باز مي كنم مثل دفعه
قبل:شاهكار كردين و روي ما رو سفيد.
- راننده
مسن: من تا حالا اين قدر
تظاهرات كننده نديده بودم حتي در اول انقلاب. البته در جريان
خلق مسلمان هم مشابه اين راهپيمايي بود ولي اين راهپيمايي فرق
داشت اولاً، اون موقع عوامل حكومت اين جور نبودند و بيرون آمدن
وتظاهرات كردن به اين سختي نبود كسي مانع نمي شد؛ ثانياً، اون
موقع حزب خلق مسلمان رهبري مي كرد كه پشت اش به مرحوم
شريعتمداري بسته بود ولي اينبار کسی از مردم دعوت نکرد بيرون
بيايند. خودشان احسا س وظيفه كردند. خوب دفاع از آذربايجان بود.
دفاع از زبان مادري بود وظيفه همه مان بود.
- مي گويند نيروي انتظامي در گير نشده؟
- يكي از
مسافرين: من حتي ديدم بعد
از اين كه يكي از جوانان تير خورد مأموری اعتراض كرد. مردم او
را روي دوش خودشان سوار كردند تا برود و صحبت كند كه چرا
تيراندازي مي كنيد. اون مأمور را هم با تير زدند.
- يك
مسافر كه معلوم بود يك فرد سياسي است:
من اين همه شعور و نظم رو هيچ كجا نديدم.
- چه طوري؟
- گر چه اين جريان خود جوش بود ولي مردم
خيلي مراقب بودند آسيبي به مردم عادي نرسه. مثلاً در اين مسير
سه كيلو متري كه الان حركت مي كنيم مشاهده كنيد حتي يك مغازه
به آتش كشيده نشده بجز يك فروشگاه نزديك آبرسان همين مغازه !
كه نمي دانم چرا اينطوري شده ولي از اين موارد چند تا بيشتر
نيست. من خودم شاهد بودم موقعي كه بانك نزديك موزه را آتش زدند
مردم مراقبت مي كردند موزه آتش نگيرد. مردم امروز مفهوم هويت و
پيشينه رو مي فهمند. با اين كه سن اغلب شركت كنندگان بين 15 تا
25 سال بود.
...
بعداز ظهر به يكي از
قهوه خانه هاي تبريز كه معمولاً سياسيون تبريز اونجا جمع
ميشوند مي روم با يكي از
دوستان قديمي سر صحبت رو
باز مي كنم : قضيه از كجا شروع شد؟
- تقريباً يك هفته قبل از ماجرا يكي از
افرادی که به بيت آيت ا... مجتهد شبستري زياد رفت وآمد داره
همين جا گفت يك هفته ديگه تبريز شلوغ ميشه ظاهراً آيت ا... پيش
آقا روزنامه ايران رو برده و نشون داده ولي آقا اهميتي ندادند.
مجتهد شبستري هم ناراحت شده و برگشته.
-
ديگري جواب مي دهد:
نخير آقا قبل از همه بچه هاي دانشجو فهميدن منظورم دانشجويان
دانشگاه سهنده البته چند تا از او نا هم از بچه هاي شيراز بودن
اعتراض مي كنند
- يکی
ديگر جواب می دهد: درسته
دانشجويان دانشگاه سهند بودند اما از ترک زبان های شيرازی.
- قبلی
ادامه می دهد: حالا هر کی
و هر چی بوده بالاخره از جايی شروع شده و بقيه دانشگاه ها هم
متوجه اين قضيه مي شن و اعتراضات مسالمت جويانه دانشجويان ترك
دانشگاه تهران شروع ميشه ودانشگاه اميركبير و خواجه نصير و
همزمان با اونها دانشگاه تبريز ودانشگاه آزاد تبريز و دانشگاه
اروميه . در دانشگا ه تبريز حدود شش هزار نفر در تظاهرات شرکت
مي كنند ودر دانشگاه آزاد هم حدود ده هزار نفر. كم كم كه متوجه
مي شند اعتراض آنها مورد بي توجهي قرار گرفته، موضوع به داخل
مردم كشيده ميشه.
- گروه سياسي چي؟
- گروه ها هم بعد از دانشجويان ومردم فعال
شدند. بنابرين هيچ كس نمي تونه بگه رهبري اين حرکت رو گروه هاي
سياسي عهده دار بودند. اون ها بعداً به مردم پيوستند وقضايا
گسترده شد.
- براي من اين مسئله وجود داره كه ريشه هاي
اين جنبش چه جوري شكل گرفت؟ مثلاً دفعات قبل با اين كه گرو ه
ها سعي مي كردند مردم را به بيرون بكشند مردم واكنش نشان نمي
دادند ولي ناگهان در كمال نا با وري اين قضيه شكل گرفت. علت
قضيه چيه؟ رهبري اين قضيه با كيه؟
[ الان که اين گزارش رو مي نويسم حدود دو
هفته از ماجرا گذشته است وتقريباً اكثر فعالين سياسي دستگير
شده اند اما قضيه مهار نشده وموضوع به ساير شهرهاي آذربايجان
هم كشيده شده پس اين سوال وجود داره كه اگر عده اي خاص اين
جريانات رو باعث شدند با اين كه رهبران اين گروه ها در بازداشت
هستند حركت هم چنان ادامه داره رهبري آن باكيست ؟]
- يكي از
فعالين سياسي: در اين كه
دانشجويان موضوع را به داخل مردم كشيدند كسي شكي نداره. در اين
كه دانشجويان در شهر هاي مختلف زنجير وار اين اعتراضات رو
انجام دادند در اين هم شكي نيست. پرواضح است كه دانشگاه رهبري
اين جريان را بر عهده داره.
- چه طوري؟
- به نظر من عقل جمعي، به اين معنا كه با
گسترش اينترنت و sms، ميان دانشجويان ترك در دانشگاه ها نوعی
سازماندهی و کار تشکيلاتی شكل گرفته كه با هم ارتباط شبکه ای
دارند و مسائل آذرايجان و تركان رو پي گيري مي كنند. وجود اين
شبكه امكان اين را فراهم كرده كه بتوانندبا يك تدبير جمعي اين
حركت رو پيش ببرند به نظر من اين پديده بي نظير يه.
- بله همين طوره.
- دانشجويان همه رو دور زدند. پس ماهيت
قضيه يك جنبش كاملاً مدنيه.
- بله، به نظرم همين طوره؛ يعني يك جنبش
مدني با رهبري عقل جمعي دانشجويان و ساير مردم.
- اين ها چه هدفي را دنبال مي كنند؟ منظورم
اينه كه اين ها پان تركند و به دنبال استقلال هستند و....
- يكي
ديگر از فعالين سياسي: ما
اين قضايا رو دنبال مي كنيم نطفه اين قضايا شايد در پان تركيسم
و استقلال بسته شده ولي بتدريج كه به تعداد اينها اضافه شده
خيلي تعديل شدند و تقريباً در راستاي مطالبات واقعي مردم قرار
گرفتند بنابر اين مردم هم به اين ها پيوستند . اينها پان تركند
اما نه در سطح جهاني بلكه در سطح ملي وبرايشان مصالح آذربايجان
مهمتره اينها دنبال استقلال نيستند چون مي دونند هزينه استقلال
خيلي زياده. اما ديگه اين ها افكار واهداف مردم يكصدسال پيش يا
همين سي سال پيش آذربايجان رو ندارند؛ بيدارشدند؛ سير نزولي
فرهنگي و اقتصادي آذربايجان رو مشاهده كردند؛ سياست هاي يكسان
سازي و فارسي سازي حكومت ها رو فهميدند؛ فهميدند كه چرا بايد
مرم آذربايجان عقب نگاه داشته شوند. فهميدندكه مسئولين كشور با
توهم استقلال طلبی آذربايجان سياست هاي نظام را در رابطه با
آذربايجان تنظيم می کنند. بنابر اين سعي دارند از يک سو فضاي
سياسي وامنيتي رو حاكم كنند واز سوی ديگر فقر اقتصادي موجب
مهاجرت گسترده به ساير نقاط ايران مانند اصفهان،كرمان و يزد
بشه ودر اين گير ودار فرهنگ، هويت و زبان خودشون رو فراموش
كنند و براي روز استقلال فرضي رمقي براي آذربايجان نَمونه! اما
اين جوانان تصميم گرفتند هر جا هستند هويت و زبان خود شون رو
حفظ كنن و با فراموش كردن استقلال؛ كه اتفاقاً دستاويز حكومته
براي عقب نگه داشتن آذربايجان ، ايراني بمونن اما مطالبات
آذربايجان را بخواهند...
- يكي
ديگر جواب مي دهد: قدم اول،
زبان؛ قدم دوم، جلوگيري وتوقف تخريب آثار تاريخي وميراث فرهنگي؛
قدم سوم، جذب امكانات ازكشور براساس وزن جمعيتي تركان وجبران
عقب ماندگي وعقب نگاه داشته شدگي از سوي حكومت هاي مركزي
- چگونه ؟
- از طريق:
1ـ برقراري مناسبات دموكراتيك اقوام؛ يعنی
اداره امور و پارلمان ايالتی و ولايتی که از صدر مشروطه مورد
درخواست بوده.
2ـ الغای كليه سياست هاي يكسان سازي وفارسي
مندرج در منشور اسناد ملي وساير مقررات دولت هاي سانتر اليست و
گذراندن قانونی در صيانت از قوميت ها
3ـ آمار گيري سراسري ده ساله بر اساس
فاكتور هاي زباني و قومي و تعيين وزن جمعيتي و تخصيص امكانات
ملي بر اساس آن.
- پس با اين حساب ما در واقع مواجه با يك
جنبش هستيم نه يك اعتراض معمولی به يك روزنامه، درسته؟
- بله دقيقاً.
- با اين اوصاف پيش روي ما يك جنبش مدني در
حال شكل گيري است .جنبش بيداري تركان ايران.
- شايد.
- تفاوت آن با دوم خرداد؟
- ما هيتاً تفاوتي نداره؛ اما شكلاً
متفاوته؛ يعني از پائين به بالاست.
- و قابل تعميم و قابل تكرار از سوي ساير
قوميتها.
- حتماً. ولي اين بار ديگر آذربايجان دنبال
دفاع از منافع ساير افراد جامعه ايران نيست، فقط مطالبات خود
را پيگيري مي كند.
- و آنهايي كه در خارج هستند چي؟
- آنها دغدغه ی خودشان را دارند نه
آذربايجان. البته اين عقل جمعي معتقد است، راه را بايد براي
بازگشت اين تركان و ساختن آذربايجان جديد باز گذاشت چون آنها
هم تركند و آذربايجاني و برادرما.
- گروه هاي دوم خرداد چه مي شوند؟
- آن ها بايد تجديد نگرش داشته باشند و الا
تكيه بر ريسمان يكسان سازي وفارسي سازي باعث مي شود نقشي در
فرداي ايران دموكراتيك و قومي نداشته باشند.
وتحليل چگونگي شكل گيري جريان
؟
اين جريان بر يكسري
بسترهايي شكل گرفت كه از قبل وجود داشت. مثلاً 80 سال فعاليت
كساني كه در راستاي هويت تركي آذربايجاني فعاليت كردند و نيز
كساني كه خصوصاً در سي چهل سال اخير با تاكيد مجدد بر هويت و
ادبيات تركي فعاليت كردند و بارزترين آن ها نشريه وارليق
(هويت) است.
هم چنين در عرصه ی
سياسي، اعتراضات سالهاي 71 به بعد كه اوج آن در قضيه دكتر
چهرگاني بود؛ باعث شد اين حركت فرهنگي به خود آگاهي سياسي
جامعه آذربايجاني ها كشانده شود و نيز فعاليتهاي سياسي حقوق
بشري ودموكراتيك مردم ايران که ريشه در فعاليتهاي روشنفکران و
ملی مذهبي ها و نيز دوم خرداد. با اين تفاوت كه رويكرد كاملاً
قومي و زباني و ملي به معناي آذربايجاني دارد . هم چنين نبايد
از ارتباطات تشكيلاتي گروه هاي فرهنگي ـ سياسي و اجتماعي
آذربايجاني كه سالها فعاليت كردند و شبكه هاي خود را گسترش
دادند از جمله همان شبكه هاي دانشجويي كه دوستان به آن اشاره
داشتند از ياد برد. از ديگر عوامل مهم شكل گيري هويت
آذربايجاني بايد به 80 سال سياست هاي ضد تركي و سانتر الي
حكومت ها اشاره کرد كه در راستاي يكسان سازي وفارسي سازي و نيز
تضعيف آذربايجان با تو هم استقلال آذربايجان و تشديد فضاي
امنيتي و پليسي به طور يکجانبه از سوي حكومت و نهادهاي فرهنگي
وابسته به حكومتانجام گرفته و نهايتاً به کاريکاتور روزنامه ی
ايران ختم می شود.
- يكي
ديگر از فعالين ادامه مي دهد:
روزنامه ايران وقتي بر اين بستر قرار مي گيرد حلقه گمشده تكميل
مي شود وآذربايجان به اين باور مي رسد كه اكنون بايد بپاخيزد.
- با اين وصف اين حركت ادامه خواهد داشت؟
- قطعاً و اين را آينده نشان خواهد داد و
تا اقصي نقاط ترك نشين ايران بالخصوص در تهران و كرج كه فضا ي
امنيتي كمتري دارد گسترش خواهد يافت .
- يعني مادر آينده شاهد ناآرامي ها در ساير
شهرها هم خواهيم بود؟
- نا آرامي نه، ولي به صورت موج بيداری و
هويت يابی و بازگشت به زبان و ادبيات ترکی و شايد هم يک سری
اعتراضات مسالمت جويانه و آرام چرا.
- به چه دليل شما معتقديد نا آرامي در ساير
شهرها نخواهد بود؟
- به دليل اين كه فضاي پليسي وامنيتي در
تهران وشهرها ي مركزي ايران كمتر است.
- يعني معتقديد كه حكومت باعث نا آرامي ها
مي شود؟
- دقيقاً، در شيراز در جريان حوادث دانشگاه
ها در سال 78 نسبت به حوادث كوي دانشگاه ها هم مانند تبريز
اعتراضات صورت گرفت ولي بدليل كمتر بودن فشار امنيتي وپليسي به
آرامي خاتمه يافت اما در تبريز فجايع بيست تير روي داد.
- البته من هم با آن موافقم چرا كه من
ودوستانم نيز در حوادث بيست تير شاهد اين نحوه بر خورد بوديم،
ولي چه تضميني براي آرام بودن وجود دارد؟
- هيچ تضميني وجود ندارد. اما وقتي ابعاد
قضيه گسترده تر مي شود عقلانيت هم بيشتر مي شود واگر در تهران
و كرج به خشونت كشيده شود چهره حكومت در انظار عمومي وجهاني
خدشه دار مي شود، پس حكومت مجبور خواهد بود با آن كنار بيايد.
- يكي
ديگر از فعالين ادامه مي دهد:
مثلاً اگر شوراي امنيت ملي در فاصله 22 ارديبهشت تا 26 و 27
ارديبهشت مطبوعات را از درج اعتراضات مسالمت آميز دانشجويان
آذربايجان منع نكرده بود و به موقع آن را مورد توجه قرار می
دادند شايد اين قدر گسترش نمي يافت. بديهي است وقتي مردم
مشاهده مي كنند تا يك ناآرامي واقع نشود كسي صداي اعتراض آنا ن
را نمي شنود واخبار حوادث فقط زماني از صدا وسيما وساير
مطبوعات منتشر مي شود كه ناآرامي صورت مي گيرد، طبعاً آموزش مي
بينند كه مي بايستي ناآرامي را چاشني كارها ي خود قرار دهند و
...
خداحافظي ميكنم ودر
حالي كه سوالات بی پاسخ بيشماری پيش روی ام قرار دارد، مجدداً
برفراز ارتفاعات پوشيده از برف سهند قرار مي گيرم. احساس مي
كنم بار ديگر تبريز قهرمان راه جديدي پيش روي مبارزات
دموكراتيك مردم ايران گشوده است. مقاومت دموكراتيك قومي و
معطوف به منافع خود؛ همان درسي كه جنبش دوم خرداد آن را
نياموخت و از ترس واگذار شدن مطالبات جنبش بدست مردم و نيز از
ترس هدايت جنبش از پايين، موجب شد انباره ي حمايت هاي مردمي
نشست كند و به تدريج رهبران دوم خرداد پايگاه و مقبوليت خودرا
در نزد مردم از دست بدهند. باشد كه اينبار در ارزيابي ها و
بررسي وقايع از لاكِ تحليل هاي از پيش تعيين شده و پشت در هاي
بسته بيرون بيايند و واقعيت را آن گونه که وجود دارد مشاهده
كنند.
والسلام علی مهری
15 خرداد85
|