[10]،
درجهان گلوبال نوين دانش شالوه و شاهراه توسعه و آزادي است.
اما خاورميانه عليرغم پيشينه تاريخي خود، به نحوي خيره کننده و
تاسف آور از جهان دانش معاصرعقب افتاده است. بمنظورحل
اين معضل، طرح خاورميانه بزرگ از کشوهاي گروه 8 ميخواهد تا
اقدامات جديد و گسترده تري را جهت آموزش نيروي انساني منطقه
اتخاذ نمايند. بطور مشخص برنامه هاي پيشنهادي طرح خاورميانه
بزرگ در اين حوزه عبارتند از:
ارائه کمکهاي
مالي و فني به دولتها و N.G.O هاي منطقه، با اين هدف که نرخ
بيسوادي منطقه را تا سال 2010 به ميزان 50% کاهش دهند
(به ويژه در ميان زنان).
تاسيس موسسات
تربيت معلم به منظور تربيت 100 هزارمعلم زن تا سال 2008،
بر مبناي رهنمون هاي «آموزش
براي همه»
سازمان يونسکو.
ايجاد مدارس جديد با استفاده از
تکنولوژي و متدهاي آموزش نوين، بر مبناي طرح مدارس
تاسيس موسساتي با
مشارکت بخش هاي خصوصي و دولتي منطقه جهت مجهز کردن مدارس به
تجهيزات کامپيوتري و دسترسي به اينرنت.
تاسيس مدارس
بازرگاني در منطقه با همکاري مدارس و دانشگاههاي کشورهاي گروه
8
برگزاري يک نشست
متشکل از رهبران بخش هاي دولتي، خصوصي و سازمانهاي جامعه مدني
منطقه و همتاهايشان در ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا،
بمنظور بررسي راههاي حل مسئله "کسري دانش" در منطقه خاورميانه
بزرگ.
ارائه کمکهاي مالي جهت چاپ کتاب هاي درسي
(از طريق مشارکت بخش خصوصي و دولتي) و اهدا آنها به مدارس،
دانشگاه ها و کتابخانه هاي منطقه.
ج.
گسترش فرصتهاي اقتصادي
بنا به طرح خاورميانه بزرگ، حل مشکلات
اقتصادي منطقه خاورميانه بزرگ مستلزم انجام اصلاحات اقتصادي
گسترده اي همطراز اصلاحات اقتصادي اروپاي شرقي ميباشد.
آزادسازي انرژي بخش خصوصي به ويژه صنايع کوچک و متوسط که موتور
رشد اقتصادي منطقه ميباشند محور اصلي چنين اصلاحاتي است.
در اين راستا، برنامه هاي مشخص طرح خاورميانه بزرگ عبارتند از:
تاسيس موسسات مالي و بانکهاي توسعه جهت
تامين سرمايه لازم براي توسعه اقتصادي منطقه
اصلاح بخش مالي
ارتقاء تجارت
آزاد
تاسيس فوروم فرصتهاي اقتصادي
خاورميانه
3
افزون بر اين، سطح موانع تعرفه اي وغير
تعرفه اي در ميان کشورهاي منطقه بسيار بالا ميباشد.
بمنظور ارتقاء تجارت آزاد و تشويق مبادلات درون منطقه اي، طرح
خاورميانه بزرگ کشورهاي گروه 8 را به انجام اقدامات زير فرا
ميخواند:
کمک به کشورهاي منطقه جهت الحاق به سازمان
تجارت جهاني.
تاسيس قطب هاي
تجارت منطقه اي (regional trade hubs): .
تاسيس مناطق
توسعه تجارت (Business Incubator Zones (BIZ
تاسيس فوروم فرصتهاي اقتصادي خاورميانه
بزرگ
نقش ناتو در طرح خاورميانه بزرگ
با شکل گيري «طرح خاورميانه بزرگ» به نظر
ميرسد آمريکا ميکوشد تا ناتو را در اجراي اين طرح درگير سازد و
يا دست کم کارکرد آنرا با «طرح خاورميانه بزرگ» و چالشهاي جديد
در منطقه هماهنگ سازد. براي مثال، نيکولاس برنز (Nicholas
Burns) نماينده آمريکا در ناتو در سخنراني خود در اکتبر 2003
در شهر پراگ اظهار داشت "مأموريت ناتو هنوز هم عبارت است از
دفاع از اروپا و امريكاي شمالي. با اين حال، ما بر اين اعتقاد
نيستيم كه ميتوانيم با نشستن در جاي خود و محدود شدن به
اروپاي غربي يا اروپاي مركزي و يا امريكاي شمالي اين مأموريت
را به انجام برسانيم. ما بايد توجه ذهني و همچنين تمركز
نيروهاي نظامي خود را به سمت شرق و جنوب گسترش دهيم. به
اعتقاد ما آينده ناتو در شرق و جنوب و يا به عبارت ديگر در
خاورميانه بزرگ است".[14]
شکل گيري نقش ناتو در «طرح خاورميانه
بزرگ» با واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و متعاقب آن حمله به عراق آغاز
گرديد و در سال 2004 در غالب"
طرح همياري
استانبول"
(Istanbul Cooperation Initiative (ICI)) شکل رسمي تر به خود
گرفت.
طرح همياري استانبول که در مارس 2004 در
نشست ناتو در استانبول ارائه گرديد کشورهاي منطفه خاورميانه
بزرگ، به ويژه کشورهاي عضو شوراي همياري خليج را دعوت به
همکاري عملي با ناتو مينمايد. وظيفه جديد ناتو در چارچوب
طرح همياري استانبول عبارت است از شناسايى و مقابله با خطراتي
که كشورهاى عضو را در منطقه خاورميانه بزرگ تهديد ميکنند، به
ويژه از طريق اقداماتى نظير:
· مقابله با تروريسم
·
مبارزه با
گسترش سلاح هاي کشتار جمعي،·
·
همکاري در
امورامنيت مرزي بمنظور مبارزه با قاچاق موارد مخدر،·
قاچاق
اسلحه و انسان
·
تهيه
برنامه هاي مشترک جهت مقابله با مصائب بزرگ و شرايط اضطراري
·
آموزش هاي
نظامي و امنيتي
·
شرکت در
تمرين هاي ناتو
·
ارائه
خدمات و کمکهاي فني براي انجام اصلاحات در سيستم هاي نظامي و
مناسبات نظامي- مدني
·
هماهنگ
سازي سيستم ها و تجهيزات نظامي بمنظور حذف ناسازگاري ها و
تسهيل اقدامات مشترک
تا کنون سه کشور کويت، قطر و بحرين به
«طرح
همياري استانبول»
پيوسته اند و
اقدامات مشترکي در زمينه هاي فوق نيز انجام گرفته است. همچنين
حکومت ترکيه بسيار مشتاق است که در طرح هاي همياري استانبول و
خاورميانه بزرگ نقش کليدي در سطح منطقه ايفا نمايد. در
واقع حکومت ترکيه بيرون ماندن اين کشور از طرح خاورميانه بزرگ
را مغاير منافع استراتژيک ترکيه ميداند[15].
واكنش
مجامع جهاني به طرح خارميانه بزرگ
طرح "خاورميانه بزرگ" واکنش هاي
بسيار متفاوتي را برانگيخته است.
اروپا
نسبت به عملي بودن و موفقيت طرح خاورميانه بزرگ به ديده شک مي
نگرند و نگران اين است که سياست جديد آمريکا موجب تشديد بي
ثباتي و فروپاشي دولت هاي منطقه گردد. از سوي ديگر،
اروپا نگران است که نومحافظه کاران آمريکا با استفاده از اين
طرح ابتکار عمل در منطقه خاورميانه را از دست اروپائيان
بربايد.
دولتهاي منطقه
که غالبا از پشتيباني مردم برخوردار نميباشند و از هر تغيير
جدي هراسانند اين سياست را دخالت در امور داخلي خود ميدانند.
برخي
از نيروهاي سياسي
منطقه طرح خاورميانه بزرگ را يک طرح امپرياليستي با چهره
دموکراتيک ميدانند که هدف آن گسترش هژموني آمريکا بر منطقه و
دستيابي به ثروت نفت آن ميباشد.
برخي ديگر
آنرا راه نجات خاورميانه از بنيادگرايي وحکومتهاي استبدادي
ميدانند.
عده اي
هم براي طرح خاورميانه بزرگ اساسا ارزش استراتژيک قائل نيستنتد
و آنرا يک حرکت تاکتيکي از سوي آمريکا براي منحرف ساختن افکار
عمومي جهان نسبت به حمله به عراق ميدانند.
برخي
از منتقدين برآنند که با توجه به تجربه عراق طرح خاورميانه
بزرگ اساسا منتفي و شکست خورده است. از سوي ديگر عده اي
از سياستگذاران آمريکا تاکيد ميکنند که طرح خاورميانه بزرگ
هنوز در آغاز راه است و خواهان بودجه و پشتيباني سياسي
بيشتر براي اجراي اين طرح ميباشند.
طرح خاورميانه بزرگ از نگاه متقدان
طرح خاورميانه بزرگ از جوانب متعددي مورد
انتقاد واقع شده است که آنها را ميتوان درسه گروه کلي دسته
بندي نمود:
1.
استراتژي هژموني طلبي:
نظراتي که هدف اصلي طرح خاورميانه يزرگ را اساسا تحميل هژموني
آمريکا بر منطقه و دستيابي به ثروت نفت آن ميدانند.
2.
تاکتيک استتاري :
نظراتي که طرح خاورميانه بزرگ را عمدتا يک حرکت تاکتيکي از سوي
آمريکا جهت منحرف کردن افکارعمومي جهان از مشکلات سياست خارجي
آمريکا در منطقه خاورميانه به ويژه مشکلات ناشي ازحمله به عراق
ميدانند.
3.
الگوي نامناسب:
نظراتي که انجام اصلاحات سياسي و اقتصادي خاورميانه را ضروري
ميدانند،4. اما بر آنند که فرمول بندي مشخص «طرح خاورميانه
بزرگ » به دليل ناديده گرفتن شرايط منطقه،5. عدم اعتماد مردم و
نيروها ي منطقه به آمريکا،6. در نظر نگرفتن تنوع ساختارهاي
سياسي،7. اجتماعي و اقتصادي و تحميل يک راه حل از پيش تعيين
شده وعدم مشاوره و مشارکت نيروهاي منطقه،8. ناپخته و غير عملي
است.
طرح « خاورميانه بزرگ»
و آذربايجان جنوبي
با آغاز حمله به افغانستان وبه دنبال آن
حمله به عراق عملا طرح" انجام تغييرات در اين منطقه" شروع شد و
اين تغييرات ادامه خواهد يافت و احتمال دارد در آينده طرح هاي
متعددي براي اين منطقه پيشنهاد شده و يا اجرا گردد ولي آنچه
مهم است اينكه خاورميانه شاهد يكسري تغييرات اساسي و بنيادي
خواهد شد و از هم اكنون (هر چند مقداري هم دير شده است)بايد
كشور ها و جنبش ها و حركات براي استفاده لازم از تغييرات با
شتاب بيشتري دست به عمل شوند.
با دقت در نظرات و ديدگاهها آمريكا-اتحاديه
اروپا- ناتو و... در مورد تحولات و آينده خاورميانه به اين
نتيجه مي رسيم بر سر انجام تغييرات در اين منطقه اكثر دولتهاي
و اتحاديه هاي تاثير گذار موافق هستند و تنها در شيوه برخورد و
عمل اختلاف كوچكي به چشم مي خورد كه آنهم با تجزيه و تحليل
حوادث عراق و افغانستان از بين خواهد رفت و آنها به شيوه
برخورد واحد دست خواهند يافت.
اكنون خاورميانه در مقطع حساسي از تاريخ
خود به سر ميبرد كه بيش از هر چيز به
«دوران گذار»
شبيه است. طرح پروژههاي بزرگ و كلان هم از اين ويژگي ناشي
ميشود. شايد پيشبيني آن چندان دشوار نباشد كه سيماي كلي
منطقه، در آيندهاي نه چندان دور، با اكنون متفاوت خواهد بود.
اما كيفيت، ميزان و عمق اين تحولات هم چندان مشخص نيست. هر چند
كه به صورت كلي ميتوان ادعا نمود كه نوع و ميزان اين تغييرات
تابعي از رابطه ساختارـ كارگزار و به تعبيري ديگر ديالكتيكي از
نقشآفريني نيروهاي داخلي و خارجي خواهد بود. در مورد
پروژههاي كلان پيشگفته هم ميتوان گفت كه شانس موفقيت طرحي
بيشتر است كه طراحان قدرتمندتر و مؤثرتري را پشت سر داشته
باشد.
حال حركت ملي آذربايجان جنوبي چگونه مي
تواند از انجام تغييرات اجتناب ناپذير در اين منطقه استفاده
نمايد؟
بديهي است به تبع تغييرات در خاورميانه در
ايران هم تغييرات عميق و گسترده اي انجام خواهد شد هم اكنون
حکومت ايران با عمده کردن مسئله اتمي در تلاش است که
آبرومندانه از اين قضيه خارج شود( و نگاه به شرق(چين و شوروي و
غير متعهدها) در اين رابطه است) با گرفتن تضميني امنيتي براي
بقاء سيستم حاکم بر کشور، حاضر به هر انعطافي مي باشد. اوجب
واجبات حفظ نظام حاکم است نه ايران.
بر اين اساس پيش بيني ميشود در صورت تغيير
استراتژي امنيتي جمهوري اسلامي براي حذف آلترناتيو، آنها
نيروهاي بالفعل و بالقوه مخالف خود را در درون به صفر برساند.
تحليل عده اي از اپوزيسيون بر اين است که مسئله روزنامه ايران
و اهانت به ترکها براي از بين بردن پتانسيل قوي و بالقوه
آذربايجان طراحي شد، آنهم بعد از معامله هاي امنيتي با کشور
آذربايجان و ترکيه، چرا که در نبود سازمان و جريانهاي مخالف
حکومتي قدرتمند در ايران، اين آذربايجان است که ميتواند با
اتحاد ملي خود سرتاسر ايران را تحت تاثير قرار دهد.
سياست بين المللي آمريکا و متحدينش مخالف
آذربايجان واحد است. (و شايد هم مخالف استقلال آذربايجان
جنوبي).ترس آنها از اين است که آذربايجان در اتحاد با
آذربايجان شمالي و ترکيه با توجه به پتانسيل و دسترسي به منابع
انرژي خزرکه تحت سيطره ترکان است به شکل گيري قدرت جديد جهاني
منجر شود که هم منافع روسيه و هم منافع چين و هم منافع آمريکه
و اروپا را به خطر اندازد ...
با اين حال به نظر مي رسد تحولات خاورميانه
چندين گزينه را در مقابل حرکت ملي آذربايجان قرار خواهد داد.
1- ممکن است همين وضعيت براي مدت طولاني
ادامه يابد.
2- ممكن است جمهوري اسلامي اصل 15 (البته
به شيوه خودش) را اجراكند و يكسري امتيازات اقتصادي به
آذربايجان اعطا نمايد.
3- ممکن است مملکت از هم بپاشد كه خود اين
مسئله به چندين حالت و صورت مي تواند اتفاق بيفتد.(تشكيل
آذربايجان جنوبي- الحاق آذربايجان جنوبي به آذربايجان شمالي
و...)
4- ممكن است مملكت همين گونه باقي بماند و
فقط آذربايجان از ايران (بصورت خود مختار يا مستقل) از ايران
جدا شود(تا حدودي همانند كردستان دوران صدام در عراق)
5- و يا اينکه ممکن است فدرال صورت
گيرد(خود اين هم مي تواند به چندين صورت انجام شود.ايالت
آذربايجان فقط به 4 استان محدود شود – ايالت آذربايجان شامل
آذربايجان تاريخي باشد- و....)
6- و......
همانگونه كه مشاهده شد طرح هاي مختلفي مي
توان براي آينده ايران در نظر گرفت.اينكه كدام مطلوب است و
كدام محتمل است از دست تمام نيروهاي اپوزيسيون و پوزوسيون
ايران و منطقه خارج است و بستگي به شرايط بين الملي دارد.
اما نكته اي نبايد فراموش شود اصل "حق
تعيين سرنوشت" و برگزاري رفراندم براي آينده ايران است.حركت
ملي آذربايجان مي تواند با زمينه سازي فضاي مناسب جهت احقاق
خواسته هاي خويش (فدرال- خودمختاري- استقلال و...) برگزاري
رفراندم را به كشورهاي تاثير گذار در آينده ايران تحميل
نمايد.در اين زمنيه نقش نيروهاي خارجي بخصوص دكتر چهرگاني
بسيار مثمر ثمر واقع مي شود.آنها بايد در ديدار هاي بين المللي
با اشاره به اعلاميه جهاني حقوق بشر از حق تعيين سرنوشت ملت
آذربايجان دفاع نمايندو قدرت هاي بين المللي را به دفاع از اين
حق وادارند.
در داخل هم بايد در كنار آماده سازي فضا
(تداوم بيداري ملي) در ميان توده،روشنفكران و تشكل ها براي هر
كدام از گزينه هاي فوق الذكر برنامه بريزند و مطالعات لازم را
انجام دهند.ممکن است چندين احتمال و اتفاق بيفتد. بايدبراي اين
احتمال ها، طرح و برنامه داشته باشيم اين تحوات در دستان ما
نخواهد بود .به گفته آقاي حكيمي پور:"بايدخواسته هاي ملي خويش
را باتحوالات بين المللي هم راستا کنيم. کاري كه کردها درعراق
انجام دادند.کاري که طالباني انجام داد."
لذابايد تمامي احتمال ها را بررسي و کنيم و
ميزان تحقق آن را هم بر آورده کنيم و براي هرکدام از اين
احتمالات برنامه داشته باشيم.
.به اميد آذربايجان آزاد،سربلند و سرافراز