آیا کشور ما ایران می تواند بصورت
ایالات متحده ی ایران اداره شود
نمونه ها و تجارب جهانی جواب می دهد : آری
آنچه که در دوره ی باصطلاح اصلاحات
از زبان سخنگویان جبهه ی دوم خرداد و طرفداران محمد خاتمی رییس
جمهور وقت بویژه اکبر گنجی- حجاریان- عبدی – عبدوالکریم سروش و ...... مطرح شد –
تاکیدی دوباره در راستای شعار های اولیه انقلاب 57 بر مفهوم و فکر آزادی و حقوق
برابر اقوام ایرانی در جامعه ای اسلامی و نه دمکراتیک بود. هر چند آنها برای تغیر
بندهایی از قانون اساسی نظریه هایی را ارائه و جدایی دین از حکومت را نیز مورد
بررسی قرار می دادند. اما در عمل
نتوانستند کاری ار پیش ببرند چون جبهه ی دوم خرداد خود فاقد خط مشی مشخصی بود و
دنبال خط خاتمی بود که خود معتقد به قانون اساسی و مندرجات آن بود با تمامی کمی ها
و کاستی هایش.( هر چند او در هتگام تبلیغات ریاست جمهوری بر تغیر بندهایی ار قانون
اساسی فعلی تاکید داشت) این حرکت ها در طرح عبدواله نوری یکی از نیروهای قابل تامل
اصلاحات و بعد از دستگیری او لاری بعنوان وزیران کشور مطرح و با عنوان کردن 10
ایالت در ایران اقداماتی را تحت بررسی قرار داد ه و بر آن شدند که تا حدی برای
تعدیل تضادها و رفع ستم و دوگانگی حقوق شهروندان درجه 2 یعنی کردها – آذری ها – عرب
های ایرانی – بلوچ ها – خوزستانی ها و ترکمن ها بکوشند. که با مقابله جناح راست
حاکمیت مواجه شدند. نقطه قوت طرح لاری یعنی ایالتی کردن ایران در درون ایران
قدرتمند و یک پارچه تمرکز زدایی را پی می گرفت و تا حدی برای کم کردن بار مشکلات
تهران نشینان و انحصار طلبان حاکم – اختیارات را به ایالات واگذار می کرد تا بودجه
ی واگذاری به استانها در اختیار مسئولین انتسابی وقت قرار گیرد و خود به رفع مشکلات
داخلی منطقه به پردازند.
نقطه ضعف طرح نوری و لاری ادغام
فله ای استانها ی همجوار بود که این کار بدون در نظر گرفتن شرایط انتخاباتی
دمکراتیک و گرایشات مذهبی و قومی منجر به تضادهای بیشتری در درون جامعه و استان
هایی ادغام شده می پرداخت. در این طرح مسئله ی قومیت ها- جایگاه روشنی نداشت و حقوق
برابر آنها با مرکز نشین ها همچنان در بند و بست های قدرت طلب پشت پرده ی مسئولین
خاک می خورد که سر انجانم هم در بایگانی های انحصار خواهی حضرات پوسید.
شایان ذکر است که طرح اصلاح طلبان
خلق الساعه نبود- ناریخ پرفرازونشیب کشورمان از حکومت های ملوک والطوایطفی ( هر چند
گاه نه بصورت دمکراتیک و انتخابی ) بلکه تا حدی اتتسابی و رابطه ای قدرت با قدرت
مندان و پادشاهان و امیران و حکام محلی یا کشوری وقت- یعنی حضور قومی وملی نیز به
تعبیری خود را نمایانده است . و بصورت ضرورت اداره ی امور داخلی مناطق متفاوت ایران
خود را نشان داده است. قانون اساسی مشروطیت نیز با تاکید به نقطه قوت ایالات و
ولایات منتج از انقلاب کبیرفرانسه و ساحتار دمکراتیک کشور های اروپایی بر آن تاکید
داشت که متاسفانه علیرغم تاثیرات مثبت آن در میان مردم و اقوام ایرانی اجرا نشد.
مفهموم فدرالسیم با کیفیتی دمکراتیک و درک سوسیا ل دمکراسی به مفهوم امروز یک ارزش
مورد توجه اندیشمندان بعد از جنگ دوم جهانی قدرت و استیلای گسترده تری یافته است.
ایالات متحده ی آمریکا- ایالات
پادشاهی انگلستان- ایالات متحده ی امارات عربی – کشور آلمان فدرال و دیگر
فدراتیوهای ریز و درشت در کشورهای اسکانیدناویا بویژه سوئد درراس انها قابل بررسی
ست و حکایت از مطلوبیت ایالات متحده ی در کشورهایی چند قومییتی دارد.
تشکیل جبهه ی ایران فدرال از
اپوزیسیون و گرایشات متفاوت سیاسی میان اهل تفکر و قلم در داخل و خارج ار کشور بار
دیگر ضرورت توجه به ایالات متحده ی ایران را مطرح میکند.
اقوام ایرانی سال ها کوشیده اند تا
با رها شدن از زیر یوغ انحصاری حکومت های مر کزی ایران خود اداره کننده ی امور
فرهنگی – سیاسی و اقتصادی خود باشند. و در این راستا اعتراضات گسترده ی گاه و بیگاه
آنها دلیل روشنی بر این مدعاست. علیرغم نکات مثبت در طرح جبهه ی ایران فدرال –
کاستی ها و کمبود های زیرمشهود است:
ایران فدرال بدون حضور نیروهای ملی
اپوزیسیون فارس در این جبهه تا کنون عملا" نا مشخص یا بیرنگ عمل کرده است. مشارکت
نیروهای ملی و مترقی فارس با ساختارها ی دمکراتیکشان به این جبهه معنا و مفهوم قوی
تری می دهد. هر چند آنچه که در خبر ها آمده است – که چند تن از شخصیت های منفرد
ملی و یکی دو نیروی سیاسی فارس در حال گفتگو یا مشارکت در آن جبهه را پذیرفته اند.
شورای مرکزی این جبهه با تمامی شرایط دمکراتیک و مردمی بودنش ( هر چند سایت آن
فیلتر شده است )- جدای از توافق اصولی و هماهنگی اشتراکات خود گام هایی جدی در
راستای جلب بیشتر نیروهای داخلی و خارجی بر نداشته اند. حمایت 15 کشور اروپایی از
این جبهه طبق اظهار نظر سایت عای هناهنگ با این تشکیلات و کانال های تلویزیونی کافی
نمی نماید هر چند قابل تامل است. این جبهه در مقابل هر گونه تمایل تجزیه طلبانه و
جدایی از کشورمان ایران ایستاده است. و به یکپارچگی اقوام ایرانی در چار چوب ایران
تاکید دارد. توجه این جبهه به بیانیه ی حقوق بشر در راستای حقوق برابر شهروندی از
نقا ط قوت این حبهه محسوب می شود.
جبهه ی داخلی متحد کرد هم به دلیل
عدم تاکید بر رفع نواقص قانون اساسی کشور نتوانست در سطح گستردهای کارایی خود را
نشان دهد. و فقط فعلا" بعنوان نامی که گاه بیانیه های ضعیفی را در راستای حقوق کرد
مطرح می کند ،کاری نکرده است. بررسی ساختاری این جبهه حرف و حدیث بسیار پیش روست.
این عدم هماهنگی نیروهای آزاد یخواه و روشن اندیش در سایر تشکیلات اقوام دیگر
ایرانی نیز به چشم می خورد
بی شک فیلتر کردن این سایت ها
امکان بررسی و شناخت ضعف ها یا نکات قوت این جبهه می شود . این کار با کنجکاو کردن
نیروهای اند یشمند و اهل قلم و حتی عامه مردم تامل مردم را از انتخاب شیوه ای به
نفع منافع ملی مردم کشورمان صلب می کند. امروز چه حاکمیت ها بخواهند چه نخواهند.
مردم به دنبال حقایق می گردند آنرا به هر شیوه یا ترفندی به دست خواهند آورد که
بررسی آزادانه ی وقایع و رودادها نکته قوت حاکمیت هاست.