|
حرکت ملي
آذربايجان جنوبي پس از يک قرن فراز و نشيب هاي فراوان اينک
وارد فاز جديدي شده و با شکستن تابوي تظاهرات خياباني در
ايران خود را به عنوان جنبشي پيشرو نشان داده است.
براي اولين
بار در تاريخ آذربايجان،اخبار آذربايجان جنوبي در صدر
گزارش هاي خبري و تحليلي خبرگزاريهاي معتبر دنيا قرار
گرفت.
متاسفانه در
کنار اخبار خوشايند قيام ملي آذربايجان، خبرهاي تلخي چون
اختلاف داخلي در بين برخي فعالين حرکت هم به گوش مي رسد.
برخي دوستان
در شرايط حاضر بدون درک شرايط موجود، شروع به انتقاد،تخريب
و ... از همديگر نموده اند که اصلا معلوم نيست انتهاي اين
بحث ها به کجا خواهد کشيد.
اميد است
فعالين حرکت با درک شرايط موجود و با در نظر منافع
آذربايجان در راستاي همدلي و وفاق حرکت نموده و مانع از هر
گونه رفتار و تحرکات تفرقه انگيزانه شوند.
اخير در
برخي گروه هاي اينترنتي(از جمله
Aznews
و
turk news)
بحث
هائي در مورد علت نوشتن نامه به
شخصتها و نهادهاي حقوقي مطرح شده است.
نگارنده به
عنوان يک شخص بي طرف بدون جانبداري از شخصي يا گروهي قصد
دارد در حد بضاعت علمي خويش به برخي دلائل نوشتن نامه (حتي
نامه هاي بي پاسخ) اشاره نمايد.اميدواريم مورد استفاده
دوستان قرار گيرد.
1-
اصل خبر
رساني:
در عصري که عصر انقلاب اطلاعاتي نامگذاري شده است اهميت
خبر رساني حوادث و وقايع اتفاق افتاده در منطقه آذربايجان
بسيار حائز اهميت مي باشد.
متاسفانه به
دليل عدم وجود مطبوعات،خبرگزاري و خبرنگارهاي مستقل و
شناسنامه دار اخبار موثق حرکت ملي آذربايجان از اخبار غير
موثق تشخيص داده نمي شود.امروزه نهادهاي بين المللي و
فعالين حقوق بشر دنيا دنبال اخبار و اطلاعات کاملا موثق مي
باشند تا بتوانند موضع گيري نمايند.لذا نامه هاي "مجمع
دانشگاهيان آذربايجاني" به مقامات ايراني و برخي تشکلهاي
داخلي کشور مي تواند به عنوان يک سند رسمي و قابل استناد
در مجامع بين الملي مطرح شود.
بطوريکه "عفو
بين الملل" با استناد به نامه مجمع دانشگاهيان آذربايجاني
در خصوص مصطفي عوض پور بيانيه صادر کرد.
2-
فرع مقدم بر
اصل:
در برخي زمان شايد منظور نامه نگار بيشتر رساندن پيام خويش
به گوش تشکل هاي و نهادهايي است که در رونوشت نامه آمده
است..وقتي با هر نهاد و يا تشکلي تماس بگيريد و درخواست
کمک و همکاري بنمائيد قطعا اولين حرف آنها اين مي باشد که
لطفا خواسته هاي خود را بصورت کتبي براي ما بفرستيد.پس
نامه تشکل هائي چون مجمع دانشگاهيان آذربايجاني مي تواند
در اين زمينه گره گشا باشد.
بطوريکه
اخيرا شنيده شده است کانون مدافعان حقوق بشر ايران بعد از
دريافت رونوشت نامه مجمع به رياست قوه قضائيه آمادگي خود
را جهت فعاليت در راستاي آزادي دستگير شدگان حوادث اخير
اعلام داشته است.
3-
از قديم
بزرگان ما گفته اند"بوش يئره چاليشماق چاليشماماقدان ياخشي
دير."به فرض محال اگر موارد فوق الذکر هم درست نباشد آيا
نوشت چنين نامه اي دال بر تحقير ملت آذربايجان مي باشد؟
آقاي تورک
اوغلان در کجاي اين نامه نشانه اي از تحقير ملت آذربايجان
به چشم مي خورد.؟
4-
اين روزها
شاهد هستيد که آمنستي اينترنشنال(عفو بين الملل) هر از
گاهي به مقامات ارشد ايران نامه نوشته و خواستار آزادي
زندانيان دربند مي شود.آيا به نظر شما عفو بين الملل تا
حالا از مقامات ايراني جواب گرفته است؟آيا عفو بين الملل
هم تحقير شده است؟
5-
نظرات فوق
کاملا نظر شخصي بوده و براساس درک خودم نوشته شده است و چه
بسا نويسندگان نامه(از جمله مجمع دانشگاهيان آذربايجاني)
هيچ کدام دلائل بنده را قبول نکنند و يا اينکه آنها دلائل
ديگري براي خود داشته باشند.ولي از آنجائي که ديدم تنها
تشکل ملي و مردمي آذربايجان اينگونه مظلومانه مورد هجمه
قرار گرفته است بر خودلازم ديدم به تنبيين ديدگاههاي خويش
بپردازم.اميد است مورد استفاده قرار گيرد.
1385/4/5
|